X
تبلیغات
رایتل
قدم زدن روی آب
  
 هیچ چیز بی دلیل اتفاق نمی افتد.
 

کمیته مدافعان حقوق وبلاگ نویسان

فتوبلاگ زامیاد
زامیادی دیگر
ایمیل من

وبلاگ‌ها

منصفانه
جناب اولدفشن
خرس
میرزا پیکوفسکی
یک پنجره
زن روزهای ابری
یکی از اون بالا
نهایت
نان وشراب
سروش در لابیرنتش
عاقلانه
منیرو روانی‌پور
عصیان
پالپ فیکشن
قره قوروت
روزالده
رانیتیدین
مینیمال های رضاناظم
بازکن، منم
همانگونه که هست
نسیمک
دنیای متفاوت
گوسپندانه
کسوف
تصویر مخفی
سوشاد
ماوراء
نگاه یک برنامه نویس
دلتنگستان


وب‌سایت‌ها


بی بی سی فارسی
نشر الکترونیکی نوگام
پندار
ایران تئاتر
جن و پری
آسمان تاریک
خبرآنلاین
کتابلاگ
آسمان پارس

آرشیو
موضوع بندی
 
دوشنبه 12 فروردین 1392
زندگی مرا ربوده است!


بیلچه‌ام را گم کردم.

امروز بعد از گذشت دوماه از اسباب کشی، توانستم کیسه‌های باقی مانده را خالی کرده و به صورت منظم‌تری توی کشوها بچپانم. البته یک کیسه پر از کاغذ و جعبه هم گذاشتم دم در که داشتم فکر می‌کردم اگر همه این آت و آشغال‌ها را زودتر گذاشته بودم دم در اینهمه خرت و پرت بی‌خود بار نمی‌کشیدم با خودم از آن خانه به این خانه.

اما بعد از خالی کردن آخرین کیسه، باز هم بیلچه صورتی نانازی‌ام پیدا نشد. می‌خواستم پای بنفشه آفریقایی خاک بریزم و تنها وقتی که می‌شود از این جینگولک بازی‌ها درآورد احتمالا همین تعطیلات عید پاک است.

چهار روز یعنی یک عمر، این را از من قبول کنید. قبلا اگر یکی توی وبلاگش می‌نوشت این چند وقته خیلی سرش شلوغ بوده و نتوانسته بیاید وبلاگ بنویسد یک هه بهش حواله می‌کردم که بابا جان خودتی، واقعا مگر می‌شود یک آدمی این‌همه سر شلوغ آخر؟

بعد الان خودم از توی شکم زندگی دارم صحبت می‌کنم که مرا یک لقمه چپ کرده و من الان زیر نور چراغ مطالعه دارم از خواب بودن او سواستفاده می‌کنم و وبلاگ می‌نگارم. می‌دانید با وجود تمامی مزیت‌هایی که مستقل زندگی کردن دارد، یک عیب بزرگ هم دارد و آن اینست که شما دیگر یک سوسمیدا ندارید که شستن حمام و دستشویی و جارو کردن آشپزخانه هر دو، سه هفته یکبار بهتان بیفتد. حالا هرهفته باید تمیزکاری کنید که نصف شنبه‌تان را می‌خورد. و بعد باید خرید خانه بکنید که باز نصف روزتان را می‌خورد چون بعدش یک آشپزی هم می‌کنید لابد و بعد ظرف‌ها... خلاصه در این آخرهفته‌ها که سخت مشغول امور منزل هستید، متاسفانه اصلا فرصتی برای نجات دنیا، نوبل گرفتن و دنیا را رستگار کردن نمی‌ماند. یعنی وقتی شما حتی یک بیلچه صورتی را نتوانید در خانه ۴۰ متری خود پیدا کنید چطور می‌توانید در افزایش سوادرسانه‌ای مردم یک مهره موثر شوید؟

از موفقیت‌های کسب شده در هفته‌های اخیر این است که بالاخره یک کتاب تمام کرده‌ام و کتاب دیگری را دارم می‌خوانم. تصمیم گرفتم یکی فارسی بخوانم یکی انگلیسی که دهن توازن و تعادل را صاف نمایم.

چند لحظه‌ای از شدت خواب خاموش شدم. ترجیحا بهتر است پست بعدی را کمی زودتر از یک صبح شروع کنم.

زت زیاد.


پ.ن. راستی سال نو مبارک. امسال برای من سال «یک سری حرکات موزون است که باعث تناسب اندام می‌شود»!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 234105


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

 


  • معرفی

در ایران باستان هر روز ماه به نام فرشته‌ای‌ نام‌گذاری‌ شده و بیست و هشتمین روز هر ماه زامیاد یا زم نام دارد. نام فرشته‌‏ای در آیین زرتشتی، فرشته‌‏ی موکل بر خاک و زمین. در این روز به دنیا آمدم.

 

  • شعر

بهای هر لحظه وجد را

باید با رنج درون پرداخت

به نسبتی سخت و لرزآور

به میزان آن وجد

«امیلی دیکنسون»     


  • آخرین کتاب

کاندید- ولتر - نشر گوتنبرگ

 

cfa68c52e2e102b8de053bcf6a6fccda