X
تبلیغات
رایتل
قدم زدن روی آب
  
 هیچ چیز بی دلیل اتفاق نمی افتد.
 

کمیته مدافعان حقوق وبلاگ نویسان

فتوبلاگ زامیاد
زامیادی دیگر
ایمیل من

وبلاگ‌ها

منصفانه
جناب اولدفشن
خرس
میرزا پیکوفسکی
یک پنجره
زن روزهای ابری
یکی از اون بالا
نهایت
نان وشراب
سروش در لابیرنتش
عاقلانه
منیرو روانی‌پور
عصیان
پالپ فیکشن
قره قوروت
روزالده
رانیتیدین
مینیمال های رضاناظم
بازکن، منم
همانگونه که هست
نسیمک
دنیای متفاوت
گوسپندانه
کسوف
تصویر مخفی
سوشاد
ماوراء
نگاه یک برنامه نویس
دلتنگستان


وب‌سایت‌ها


بی بی سی فارسی
نشر الکترونیکی نوگام
پندار
ایران تئاتر
جن و پری
آسمان تاریک
خبرآنلاین
کتابلاگ
آسمان پارس

آرشیو
موضوع بندی
 
پنج‌شنبه 21 تیر 1386
دوستی!

 یک بعد از ظهر گرم دو پسر بچه داشتند از شیر آب توی پارک آب می‌خوردند:

- علی...تو ناراحت شدی بهت گفتم «موش»؟

-  نه! چون من موش نیستم. همونطور که وقتی به تو می‌گم «خر»٬ تو هم ناراحت نمی‌شی چون خر نیستی! 


 
دوشنبه 18 تیر 1386
روزنگار

زندگی روی تِرِدمیل دایر است. تا وقتی که که با همان سرعت رویش راه می روی (یا احیاناْ می دوی) کاری به کارَت ندارد. اما اگر یک لحظه بایستی و به آنچه می کنی شک کنی٬ فکر کنی و ... گوروپس!... پرتت می‌کند سمت دیوار بتونی!

 *

اخیراْ کشف کردم که دو چیز مرا خوشحال می‌کند:

۱) بعد از ۷ ماه کار کردن بالاخره حقوق بگیرم.

۲) بولینگ بازی کنم!

*

به خاطر کهولت سن است؟... یا مادرزادی؟... یا انتخابی؟

بعضی چیزها را یاد نمی‌گیرم به جان شما!


 
چهارشنبه 6 تیر 1386
چشمها خسته اند

نمی‌شود گفت حسودیم می‌شود. نه٬ نمی‌شود.

اما وقتی می‌بینم دوستان خاص و عجیب غریبم٬ دقیقاْ به آنچه چند سال پیش برایم تصویر کرده بودند رسیده‌اند٬ کرختی و نا امیدی چنگ می‌اندازد دور گردنم و خفه‌ام می‌کند.

فکرش را بکن تنها افتخارت برای نوه‌ها این باشد که دوستِ چند آدم موفق بوده‌ای!

حالم به هم می‌خورد. این روزها چرا همه چیز یک جوری است. یک جور دل زننده و غیرقابل تحمل.

یک جوری که حتی راه رفتن زیر رگبار تابستانی هم تسکینش نمی‌دهد. همه چیز فشرده است.

خیلی سنگین شده‌ام.

جاذبه جان٬ چند روزی را بی‌خیال ما شو!


 
جمعه 1 تیر 1386
زمزمه ای مرا به او می‌رساند

 

Lonely
The path you have chosen
A restless road
No turning back
One day you
Will find your light again
Don't you know
Don't let go
Be strong

Follow your heart
Let your love lead through the darkness
Back to a place you once knew
I believe, I believe, I believe
In you


Follow your dreams
Be yourself, an angel of kindness
There's nothing that you can not do
I believe, I believe, I believe
In you.

Someday I'll find you
Someday you'll find me too
And when I hold you close
I'll know that is true

Follow your heart
Let your love lead through the darkness
Back to a place you once knew
I believe, I believe, I believe in you

Follow your dreams
Be yourself, an angel of kindness
There's nothing that you can not do
I believe, I believe, I believe
In you.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 234105


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

 


  • معرفی

در ایران باستان هر روز ماه به نام فرشته‌ای‌ نام‌گذاری‌ شده و بیست و هشتمین روز هر ماه زامیاد یا زم نام دارد. نام فرشته‌‏ای در آیین زرتشتی، فرشته‌‏ی موکل بر خاک و زمین. در این روز به دنیا آمدم.

 

  • شعر

بهای هر لحظه وجد را

باید با رنج درون پرداخت

به نسبتی سخت و لرزآور

به میزان آن وجد

«امیلی دیکنسون»     


  • آخرین کتاب

کاندید- ولتر - نشر گوتنبرگ

 

cfa68c52e2e102b8de053bcf6a6fccda