X
تبلیغات
رایتل
قدم زدن روی آب
  
 هیچ چیز بی دلیل اتفاق نمی افتد.
 

کمیته مدافعان حقوق وبلاگ نویسان

فتوبلاگ زامیاد
زامیادی دیگر
ایمیل من

وبلاگ‌ها

منصفانه
جناب اولدفشن
خرس
میرزا پیکوفسکی
یک پنجره
زن روزهای ابری
یکی از اون بالا
نهایت
نان وشراب
سروش در لابیرنتش
عاقلانه
منیرو روانی‌پور
عصیان
پالپ فیکشن
قره قوروت
روزالده
رانیتیدین
مینیمال های رضاناظم
بازکن، منم
همانگونه که هست
نسیمک
دنیای متفاوت
گوسپندانه
کسوف
تصویر مخفی
سوشاد
ماوراء
نگاه یک برنامه نویس
دلتنگستان


وب‌سایت‌ها


بی بی سی فارسی
نشر الکترونیکی نوگام
پندار
ایران تئاتر
جن و پری
آسمان تاریک
خبرآنلاین
کتابلاگ
آسمان پارس

آرشیو
موضوع بندی
 
سه‌شنبه 26 بهمن 1389
هارمونی

یک

دیشب یکی از خوشتیپ ترین مردهای انگلیسی رو دیدم توی مترو،

درست وقتی دوست دخترش رو محکم بغل کرده بود.

دو

این اسم به نظرتون خیلی زیبا، اصیل و خوش آهنگ نیست؟

ادوارد نایت

سه

من دیشب موقع اجرای دریاچه ی قو گریه کردم و موقع اجرای بولِرو  موهای تنم سیخ شد!

چهار

میرزاقاسمی با گوجه های ترش چیز خوبی نمیشه.

پنج

دیروز سخت بود.

شش

فارسی نوشتن یکی از راه های جذب مخاطبه در این دیار.


 
سه‌شنبه 12 بهمن 1389
مصائب داشتن یک قلب رقیق یا چطور در کتابخانه ساکت باشیم!

مصاحبه ی سوسن تسلیمی با بی بی سی را دیدم و گریه کردم. یاد فیلم باشو افتادم و گریه کردم. عکس های مردم قاهره را دیدم و گریه کردم. تکه هایی از پروژه ی «زندگی در یک روز» رایدلی اسکات را دیدم، همراه با مصاحبه های شرکت کنندگانش و گریه کردم. پارازیت دیدم و گریه کردم. با پدرم چند کلمه ای تلفنی حرف زدم و بعد از قطع کردن گوشی...

دماغم را هی بالا کشیدم و چشمهایم را با دست پاک کردم. بعد فکر کردم احتمالا یک جای دیگر دارد می لنگد. یک چیز اصلی هست که دارد مرا فشار می دهد. من هی دارم نمی روم سراغش و او هم برای همین است که راهش را در همه ی این چیزهایی که گفتم پیدا می کند و گلوله های اشکی می سازد.

پسری که روبه رویم نشسته بود، عصبانی از سرجایش بلند می شود که احتمالا بگوید «خفه شو، آمده ام خیر سرم کتابخانه درس بخوانم» که چشم های قرمز مرا می بیند و خط چشم سبزی که دورشان پخش شده. یکهو مهربان می شود. لبخندی می زند و می نشیند.

من؟

گریه ام می گیرد!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 234105


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

 


  • معرفی

در ایران باستان هر روز ماه به نام فرشته‌ای‌ نام‌گذاری‌ شده و بیست و هشتمین روز هر ماه زامیاد یا زم نام دارد. نام فرشته‌‏ای در آیین زرتشتی، فرشته‌‏ی موکل بر خاک و زمین. در این روز به دنیا آمدم.

 

  • شعر

بهای هر لحظه وجد را

باید با رنج درون پرداخت

به نسبتی سخت و لرزآور

به میزان آن وجد

«امیلی دیکنسون»     


  • آخرین کتاب

کاندید- ولتر - نشر گوتنبرگ

 

cfa68c52e2e102b8de053bcf6a6fccda