X
تبلیغات
رایتل
قدم زدن روی آب
  
 هیچ چیز بی دلیل اتفاق نمی افتد.
 

کمیته مدافعان حقوق وبلاگ نویسان

فتوبلاگ زامیاد
زامیادی دیگر
ایمیل من

وبلاگ‌ها

منصفانه
جناب اولدفشن
خرس
میرزا پیکوفسکی
یک پنجره
زن روزهای ابری
یکی از اون بالا
نهایت
نان وشراب
سروش در لابیرنتش
عاقلانه
منیرو روانی‌پور
عصیان
پالپ فیکشن
قره قوروت
روزالده
رانیتیدین
مینیمال های رضاناظم
بازکن، منم
همانگونه که هست
نسیمک
دنیای متفاوت
گوسپندانه
کسوف
تصویر مخفی
سوشاد
ماوراء
نگاه یک برنامه نویس
دلتنگستان


وب‌سایت‌ها


بی بی سی فارسی
نشر الکترونیکی نوگام
پندار
ایران تئاتر
جن و پری
آسمان تاریک
خبرآنلاین
کتابلاگ
آسمان پارس

آرشیو
موضوع بندی
 
یکشنبه 1 بهمن 1391
یک خاکسپاری طولانی

بعضی وقت‌ها می‌ترسم همه‌ی کسانم، همه‌ی عزیزانم یکجا، دسته جمعی، یک روز مانند نهنگ‌ها، بزنند به ساحل و تمام! امروز با درد گلو بیدار شدم، غلتی زدم و دیدم برف می‌آید. بهمن شروع شده است.

حتی چای داغ هم به سختی راه خودش را پیدا می‌کرد برود پایین. بعد عکس را دیدم. توی پارکی که ما کلی خاطره داریم، توی پارکی که برای من یعنی معجونی یعنی ویسنی‌یک یعنی فرمان آرا... توی همان پارک دو نفر را اعدام کرده‌اند. عکس سیاه همینطور دست به دست می‌شود. از دیوار این یکی سبز می‌شود روی دیوار دیگری. تب می‌کنم و برمی‌گردم به رختخواب. می‌ترسم که یک روز، یکجا، همه‌ی کسانم، همه‌ی عزیزانم باهم بزنند به ساحل.

یک موقعی سلاخ‌خانه ها توی قصه‌ها بود، بعد آمد توی حرف‌های مردم، بعد آمد توی مقاله‌ها... حالا رسیده به ما. سلاخ‌خانه‌ها را آورده‌اند توی خانه‌ها. بیخ گوش ما. هرچه ما به سمت آنها نرفتیم، آنها آمدند به سمت ما. نزدیک و نزدیک‌تر. حالا جایی نزدیک‌تر از رگ گردن به ما، حالا مثل این گلودرد بسته‌اند راه بقا را.

بهمن است. برای من که یکسال پیرتر می‌شوم. مثل یک تابوت است. که رویش برف می‌بارد. وسط پارکی که ما از بکت و ویسنی‌یک می‌گفتیم و قهوه می‌نوشیدیم. برای من، امروز یک روز مرده است. آغاز یک خاکسپاری طولانی، برای تمام کسانم، تمام عزیزانم که می‌ترسم یک روز، یکجا، باهم بزنند به ساحل. و تمام!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 234006


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

 


  • معرفی

در ایران باستان هر روز ماه به نام فرشته‌ای‌ نام‌گذاری‌ شده و بیست و هشتمین روز هر ماه زامیاد یا زم نام دارد. نام فرشته‌‏ای در آیین زرتشتی، فرشته‌‏ی موکل بر خاک و زمین. در این روز به دنیا آمدم.

 

  • شعر

بهای هر لحظه وجد را

باید با رنج درون پرداخت

به نسبتی سخت و لرزآور

به میزان آن وجد

«امیلی دیکنسون»     


  • آخرین کتاب

کاندید- ولتر - نشر گوتنبرگ

 

cfa68c52e2e102b8de053bcf6a6fccda