X
تبلیغات
رایتل
قدم زدن روی آب
  
 هیچ چیز بی دلیل اتفاق نمی افتد.
 

کمیته مدافعان حقوق وبلاگ نویسان

فتوبلاگ زامیاد
زامیادی دیگر
ایمیل من

وبلاگ‌ها

منصفانه
جناب اولدفشن
خرس
میرزا پیکوفسکی
یک پنجره
زن روزهای ابری
یکی از اون بالا
نهایت
نان وشراب
سروش در لابیرنتش
عاقلانه
منیرو روانی‌پور
عصیان
پالپ فیکشن
قره قوروت
روزالده
رانیتیدین
مینیمال های رضاناظم
بازکن، منم
همانگونه که هست
نسیمک
دنیای متفاوت
گوسپندانه
کسوف
تصویر مخفی
سوشاد
ماوراء
نگاه یک برنامه نویس
دلتنگستان


وب‌سایت‌ها


بی بی سی فارسی
نشر الکترونیکی نوگام
پندار
ایران تئاتر
جن و پری
آسمان تاریک
خبرآنلاین
کتابلاگ
آسمان پارس

آرشیو
موضوع بندی
 
سه‌شنبه 19 آذر 1387
بیایید کرگدن نباشیم

 *

نه خیلی خوب و نه خیلی بد. تئاتر کرگدن به نظرم اینجوری بود. زحمت زیادی برای دکور کشیده بودند و عروسک های کرگدن. اما بعضی دیالوگ ها ایراد اساسی داشت. کاش آئیش کمی مشاوره و کمک بگیرد از کسی و زحمت و توانایی هایش را اینقدر حیف نکند. بهترین بازی متعلق به شهاب حسینی بود که واقعا مرا شگفت زده کرد. انتظار چنین بازی قوی ای از او نداشتم.  

یکی از دلایلی که حتما می خواستم این نمایش را ببینم٬ حضور مهدی هاشمی روی صحنه بود اما بازی او انتظاراتم را برآورده نکرد. به نظرم کارگردانی کمی ضعیف بود. کار ساعتچیان اما قوی بود.  

با تمام اینها دیشب از تئاتر احساس زدگی کردم. انگار اصالتی که همیشه داشت را از دست داده بود. توی سالن اصلی ملت را آوردند نشاندند روی پله ها. سروصدا و هم همه «بشین خانم٬ آقا بشین موبایلو خاموش کن» با یکی از دوستان که حرف می زدم میگفت خب مردمی که مشتاقند نمایش را ببینند اما بلیت گیرشان نیامده حاضرند روی زمین بنشینند.  

اما این توجیه جالبی نیست. خود من هم شده که بخواهم به هر وسیله بیایم توی سالن و نمایشی را ببینم. اما نظم و قانون را که برداری همه جا عین جنگل می شود و ما هم٬ همه مثل کرگدن! انگار بگویی خب کسی که دیرش شده و توی ترافیک مانده می خواهد ورود ممنوع برود! این اصلا دلیل قانع کننده ای نیست. منطقی هم نیست. به هرحال احساسات لطیف اینجانب دیشب جریحه دار شد! 

همیشه وقتی می گفتند نمایشی سر ساعت فلان برگزار می شود٬ مطمئن بودیم که اگر ۵ دقیقه دیرتر بیاییم پشت دریم. اما دیشب انقدر ایستادند تا سالن پر بشود و با ۲۰ دقیقه تاخیر شروع کردند. یعنی هرکس که سر موقع آمده و یا بعد از تئاتر برنامه دارد باید برود غاز بچراند! این بی برنامگی ها توهین آمیز است اما خب اینروزها که همه تپش نگاه می کنند این حرف ها چه ارزشی دارد؟ (شما چطور؟!!!)  

 

بروشور کرگدن هم برخلاف همیشه پولکی بود و رایگان نبود. نظر آدمها در این مورد مختلف بود اما من ترجیح می دهم پول بروشور را با بلیت بدهم و وقتی وارد سالن می شوم برای آن پولی نپردازم. بلیت هایی هم که گفته بودند می شود آنلاین خرید٬ رسما ما را گذاشت سر کار. یعنی قرار بود با ما تماس بگیرند و ثبت بلیت ها را تایید کنند که تماس نگرفتند و شماره ای هم که باید در این مواقع با آن تماس می گرفتیم جواب نمی داد!

 

به هرحال شب تئاتری بدی نبود. خود تئاتر رفتن نمی تواند بد باشد. مخصوصاْ با جمع دوستان همیشگی.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 233743


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

 


  • معرفی

در ایران باستان هر روز ماه به نام فرشته‌ای‌ نام‌گذاری‌ شده و بیست و هشتمین روز هر ماه زامیاد یا زم نام دارد. نام فرشته‌‏ای در آیین زرتشتی، فرشته‌‏ی موکل بر خاک و زمین. در این روز به دنیا آمدم.

 

  • شعر

بهای هر لحظه وجد را

باید با رنج درون پرداخت

به نسبتی سخت و لرزآور

به میزان آن وجد

«امیلی دیکنسون»     


  • آخرین کتاب

کاندید- ولتر - نشر گوتنبرگ

 

cfa68c52e2e102b8de053bcf6a6fccda