X
تبلیغات
رایتل
قدم زدن روی آب
  
 هیچ چیز بی دلیل اتفاق نمی افتد.
 

کمیته مدافعان حقوق وبلاگ نویسان

فتوبلاگ زامیاد
زامیادی دیگر
ایمیل من

وبلاگ‌ها

منصفانه
جناب اولدفشن
خرس
میرزا پیکوفسکی
یک پنجره
زن روزهای ابری
یکی از اون بالا
نهایت
نان وشراب
سروش در لابیرنتش
عاقلانه
منیرو روانی‌پور
عصیان
پالپ فیکشن
قره قوروت
روزالده
رانیتیدین
مینیمال های رضاناظم
بازکن، منم
همانگونه که هست
نسیمک
دنیای متفاوت
گوسپندانه
کسوف
تصویر مخفی
سوشاد
ماوراء
نگاه یک برنامه نویس
دلتنگستان


وب‌سایت‌ها


بی بی سی فارسی
نشر الکترونیکی نوگام
پندار
ایران تئاتر
جن و پری
آسمان تاریک
خبرآنلاین
کتابلاگ
آسمان پارس

آرشیو
موضوع بندی
 
پنج‌شنبه 2 خرداد 1387
آنچه گذشت

 

در استانبول:

  • هر خانه‌ای ۱۰ تا دیش ماهواره دارد. یا مثلاْ یک دیش و چندتا دیشچه!
  • بافت قدیمی را حفظ کرده‌اند. تمام قلعه‌ها و پل‌ها و ساختمان‌های قدیمی در کنار بناهای مدرن بر زیبایی شهر می‌افزاید.
  • سگ‌ها و گربه‌ها در آرامش و صلح زندگی می‌کنند. به هم کاری ندارند و زیر آفتاب لم می‌دهند.
  • فضا رسماْ دونفره است. زوج‌ها دست در دست٬ دست دور کمر٬ بغل در بغل (!) در همه‌ی نقاط دیده می‌شوند. محجبه و غیر محجبه هم ندارد.
  • به ندرت سطل آشغالی در سطح شهر پیدا می‌کنید اما در کمال تعجب خیابان‌ها بسیار تمییز هستند.
  • در رستوران‌ها نمی‌فهمند منظور شما از سُس سالاد چیست و برایتان روغن زیتون و سرکه می‌آورند. اگر دو-سه بار دیگر پافشاری کنید ممکن است یک بسته یک نفره سس مایونز نصیبتان شود.
  • یک سری نان خوشمزه دارند مثل تافتون اما پف کرده و تو خالی.
  • اینکه تنگه‌ی بُسفر شهر را دونیم کرده٬ زیبایی منحصر به فردی به آن داده.
  • بعضی کوچه‌ها شیب ۸۵ درجه دارد و وقتی کوچه را تا نیمه بالا می‌آیید از کل زندگیتان پشیمان می‌شوید.
  • شهر گوشتخوار! (برخلاف مالزی که مرغ‌خوار بودند.)
  • همه تخته نرد بازی می‌کنند.
  • کت و شلوار و دامن جین٬ انگار نقش لباس محلی را بازی می‌کنند.
  • در هر گوشه‌ای نوازنده‌ای را می‌بینید.
  • پر از چرخ‌های فروشندگان شاه‌بلوط بوداده است.
  • چه گوجه سبزهایی خواهر! چه توت فرنگی‌هایی برادر!
  • در فرودگاه موقع گرفتن بار٬ گیت‌ها چند پرواز را باهم و بصورت درهم می‌پذیرند؛ بنابراین باید ۲ ساعت توی صف تحویل بار سبز شوید.

 

بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم سفر از نان شب هم واجب‌تر است! برای من که اینطور است. تجربه‌ی خیلی خوبی بود.

حالا من آدم جدیدی هستم؟

حداقل فکرم بازتر است و دانسته‌هایم کمی بیشتر و انگیزه‌ام خیلی خیلی بیشتر برای زندگی.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 233767


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

 


  • معرفی

در ایران باستان هر روز ماه به نام فرشته‌ای‌ نام‌گذاری‌ شده و بیست و هشتمین روز هر ماه زامیاد یا زم نام دارد. نام فرشته‌‏ای در آیین زرتشتی، فرشته‌‏ی موکل بر خاک و زمین. در این روز به دنیا آمدم.

 

  • شعر

بهای هر لحظه وجد را

باید با رنج درون پرداخت

به نسبتی سخت و لرزآور

به میزان آن وجد

«امیلی دیکنسون»     


  • آخرین کتاب

کاندید- ولتر - نشر گوتنبرگ

 

cfa68c52e2e102b8de053bcf6a6fccda