X
تبلیغات
رایتل
قدم زدن روی آب
  
 هیچ چیز بی دلیل اتفاق نمی افتد.
 

کمیته مدافعان حقوق وبلاگ نویسان

فتوبلاگ زامیاد
زامیادی دیگر
ایمیل من

وبلاگ‌ها

منصفانه
جناب اولدفشن
خرس
میرزا پیکوفسکی
یک پنجره
زن روزهای ابری
یکی از اون بالا
نهایت
نان وشراب
سروش در لابیرنتش
عاقلانه
منیرو روانی‌پور
عصیان
پالپ فیکشن
قره قوروت
روزالده
رانیتیدین
مینیمال های رضاناظم
بازکن، منم
همانگونه که هست
نسیمک
دنیای متفاوت
گوسپندانه
کسوف
تصویر مخفی
سوشاد
ماوراء
نگاه یک برنامه نویس
دلتنگستان


وب‌سایت‌ها


بی بی سی فارسی
نشر الکترونیکی نوگام
پندار
ایران تئاتر
جن و پری
آسمان تاریک
خبرآنلاین
کتابلاگ
آسمان پارس

آرشیو
موضوع بندی
 
جمعه 13 آذر 1388
آن را که خبر شد خبری باز نیامد

چه احمقانه و چه ساده و چه سخت، چه پیچیده است زندگی. همه اش باهم. وقتی تنهایی یا عاشق، وقتی بیکاری یا سرشلوغ. همه اش باهم! امروز برف آمد تهران. خیلی آرام و جوان و زیبا بود. کم بود. نتوانست شهر را سفیدپوش کند اما دلم را نرم کرد.

چرا من همیشه باید دو تا هندوانه باهم بردارم؟ دوتا مسیر را باهم بروم؟ آن زمان هم که این کارها را نمی کنم انقدر سوت و کور است که فسیل می شوم. آدم وقتی برای تغییرات بزرگش نقشه می کشد فکر می کند خیلی زمان دارد تا آن موقع. حالا خیلی وقت هست تا برسیم به جایی که باید اینجوری کنیم و آنجوری کنیم. بعد یکهو فکر کنی کل زندگی ات بی هوا می پیچد توی یک بزرگراه دیگر که هنوز اسم هم برایش نگذاشته اند. یکهو ببینی کل زندگی ات ممکن است در عرض یک ماه عوض شود. همه چیزش تغییر کند! شوکه نمی شوی؟ آنقدر تخت گاز می رود سرنوشت که باید در آن واحد هوای صدتا چیز را داشته باشی، فکر راست و ریست کردن هزارتا کار باید باشی برای تغییر بزرگ. انقدر مغزت از جزئیات پر می شود که وقت نمی کنی در روز به خود تغییر فکر کنی. بعد شب یک غلت می زنی روی تخت و جیغ بنفش می کشی (شاید هم محکم بزنی روی پیشانی ات): همه چیز به این سادگی و به همین وحشتناکی زیر و رو می شود!




برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 234104


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

 


  • معرفی

در ایران باستان هر روز ماه به نام فرشته‌ای‌ نام‌گذاری‌ شده و بیست و هشتمین روز هر ماه زامیاد یا زم نام دارد. نام فرشته‌‏ای در آیین زرتشتی، فرشته‌‏ی موکل بر خاک و زمین. در این روز به دنیا آمدم.

 

  • شعر

بهای هر لحظه وجد را

باید با رنج درون پرداخت

به نسبتی سخت و لرزآور

به میزان آن وجد

«امیلی دیکنسون»     


  • آخرین کتاب

کاندید- ولتر - نشر گوتنبرگ

 

cfa68c52e2e102b8de053bcf6a6fccda