X
تبلیغات
رایتل
قدم زدن روی آب
  
 هیچ چیز بی دلیل اتفاق نمی افتد.
 

کمیته مدافعان حقوق وبلاگ نویسان

فتوبلاگ زامیاد
زامیادی دیگر
ایمیل من

وبلاگ‌ها

منصفانه
جناب اولدفشن
خرس
میرزا پیکوفسکی
یک پنجره
زن روزهای ابری
یکی از اون بالا
نهایت
نان وشراب
سروش در لابیرنتش
عاقلانه
منیرو روانی‌پور
عصیان
پالپ فیکشن
قره قوروت
روزالده
رانیتیدین
مینیمال های رضاناظم
بازکن، منم
همانگونه که هست
نسیمک
دنیای متفاوت
گوسپندانه
کسوف
تصویر مخفی
سوشاد
ماوراء
نگاه یک برنامه نویس
دلتنگستان


وب‌سایت‌ها


بی بی سی فارسی
نشر الکترونیکی نوگام
پندار
ایران تئاتر
جن و پری
آسمان تاریک
خبرآنلاین
کتابلاگ
آسمان پارس

آرشیو
موضوع بندی
 
دوشنبه 26 آذر 1386
روزنگار

*

حاجی مثل همیشه با دسته گل‌هایش روی پل رودخانه‌ی گل‌آلود ایستاده بود . از دور که نرگس‌هایش را دیدم کیسه‌های گوجه فرنگی و نارنگی را دادم دست چپم و برای باز کردن زیپ کیفم که بیشتر شبیه توبره است تقلا کردم. وقتی به حاجی رسیدم دسته‌ها را گرفته بود جلوی صورتم: « هرکدوم رو می‌خوای بگو بدم بهت.» گفتم :« دوتا می‌خوام... این‌و... اون یکی.» بعد پول را درآوردم و به دستش دادم.

داشتم کیفم را جمع و جور می‌کردم که بروم٬ حاجی دوباره دسته گل‌ها را گرفت جلوی صورتم که: «هرکدوم رو می‌خوای بردار.» فکرکردم حالا ببین رویش زیاد شده پیرمرد٬ پیش خودش گفته این که پول دارد بگذار بیشتر بخرد. گفتم: « نه٬ من فقط دوتا دسته می‌خواستم.» حاجی خندید و گفت:«دخترم می‌شناسمت. آدم باید مشتریش رو بشناسه و هواش رو داشته باشه. نرگس دوست داری. یه دسته بردار٬ هرکدوم رو که دوست داری. هدیه‌ی حاجی‌.»

*

از جلوی فست فودی که حرفش را زده بود رد شدم و گفتم: « اِ ایناهاش... یادم باشه که بهش بگم... » یادم آمد که بهش نخواهم گفت دیدمش.

*

اخیراْ یک سری نشانه‌های ریزه میزه و خوب  به چشم می‌خورند. یعنی می‌شود که آنچه من می‌خواهم بشود٬ نه آن چیزی که همه منتظرند بشود؟ این راز را امتحان می‌کنیم ببینیم چه می‌شود.

*

مامان می‌گوید کاش می‌شد. می‌گویم اما نشد! بعد دلم می‌گیرد در یک روز بارانی آذرماه. دلم می‌خواهد دست در دست از پله‌ها پایین برویم بعد سرمان را خم کنیم تا  سنسورِ چراغ حیاط مارا نبیند و روشن نشود چراغ لامصب! چراغ تِقی روشن می‌شود و من حرص بخورم که چرا همه چیز باید قایم موشکی باشد؟ چرا باید؟ چرا نباید؟ چرا...‌؟


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 234104


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

 


  • معرفی

در ایران باستان هر روز ماه به نام فرشته‌ای‌ نام‌گذاری‌ شده و بیست و هشتمین روز هر ماه زامیاد یا زم نام دارد. نام فرشته‌‏ای در آیین زرتشتی، فرشته‌‏ی موکل بر خاک و زمین. در این روز به دنیا آمدم.

 

  • شعر

بهای هر لحظه وجد را

باید با رنج درون پرداخت

به نسبتی سخت و لرزآور

به میزان آن وجد

«امیلی دیکنسون»     


  • آخرین کتاب

کاندید- ولتر - نشر گوتنبرگ

 

cfa68c52e2e102b8de053bcf6a6fccda