X
تبلیغات
رایتل
قدم زدن روی آب
  
 هیچ چیز بی دلیل اتفاق نمی افتد.
 

کمیته مدافعان حقوق وبلاگ نویسان

فتوبلاگ زامیاد
زامیادی دیگر
ایمیل من

وبلاگ‌ها

منصفانه
جناب اولدفشن
خرس
میرزا پیکوفسکی
یک پنجره
زن روزهای ابری
یکی از اون بالا
نهایت
نان وشراب
سروش در لابیرنتش
عاقلانه
منیرو روانی‌پور
عصیان
پالپ فیکشن
قره قوروت
روزالده
رانیتیدین
مینیمال های رضاناظم
بازکن، منم
همانگونه که هست
نسیمک
دنیای متفاوت
گوسپندانه
کسوف
تصویر مخفی
سوشاد
ماوراء
نگاه یک برنامه نویس
دلتنگستان


وب‌سایت‌ها


بی بی سی فارسی
نشر الکترونیکی نوگام
پندار
ایران تئاتر
جن و پری
آسمان تاریک
خبرآنلاین
کتابلاگ
آسمان پارس

آرشیو
موضوع بندی
 
شنبه 30 دی 1385
برای ناخدای جوان (۷)

در حال و هوای خودش بود که صدای پای دختر پیرمرد رااز طبقه بالا شنید.دختر مثل همیشه با شتاب از پله ها پایین می دوید تا با چهره ای بشاش به او سلام دهد. نگاهشان با هم تلاقی کرد. ناخدای جوان تلاشی بی نتیجه برای لبخند زدن نمود . دختر خشکش زد. پرسید چه شده؟ و جواب گرفت که هیچ،دیشب خوب نخوابیده!

دختر برآشفت . دستانش را گذاشت روی پیشخوان و به ناخدا خیره شد:

« نگاهت خالی است و این نمی تواند به دلیل کم خوابی باشد. وقتی می گویی "هیچ" نگرانی ام بیشتر می شود.این هیچ به اندازه یک اقیانوس بین من وتو فاصله می اندازد. »

ناخدا کلمه اقیانوس را که شنید بی اختیار واکنش نشان داد.چشمانش درخشید و این دختر را بیش از پیش ترساند. دختر ادامه داد:

 

« تو مجبور نیستی بمانی. مجبور نیستی با من بمانی...تو آزادی و شاید من به همین خاطر دوستت دارم...»

صدایش به لرزش افتاد.در آستانه اشک ریختن بود که در مغازه به شدت باز شد و زنگ آویزان در چارچوبِ در صدای نا هنجاری کرد.هر دو به سمت در برگشتند. او را نفس نفس زنان در آستانه در دیدند.صاحب چشمان میشی آمده بود و خبری مهم با خود آورده بود.  

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 234006


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

 


  • معرفی

در ایران باستان هر روز ماه به نام فرشته‌ای‌ نام‌گذاری‌ شده و بیست و هشتمین روز هر ماه زامیاد یا زم نام دارد. نام فرشته‌‏ای در آیین زرتشتی، فرشته‌‏ی موکل بر خاک و زمین. در این روز به دنیا آمدم.

 

  • شعر

بهای هر لحظه وجد را

باید با رنج درون پرداخت

به نسبتی سخت و لرزآور

به میزان آن وجد

«امیلی دیکنسون»     


  • آخرین کتاب

کاندید- ولتر - نشر گوتنبرگ

 

cfa68c52e2e102b8de053bcf6a6fccda